|
نوشته شده توسط مدير سايت
|
|
شنبه ، 11 مهر 1388 ، 22:21 |
|

من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد باقي شو بگم ميبيني ،گريه هات كلي حروم شد ..... هنوز صداي خواننده( خداوند بيامرزدش) در گوشم زنگ ميزند و دوباره اشك از گوشه ي چشم هايم به سمت گونه ها غلط مي خورد . خيابان هاي تاريك و خلوت را به آرامي پشت سر مي گذارم و هنوز نتوانسته ام اين خبر تلخ را قبول كنم . استاد مشكاتيان فوت كرده ..
چقدر ساده و چقدر تلخ .. به همين سادگي مشكاتيان هم رفت . مطمئنا خوبي هاي او هم براي مدتي نقل داغ مجالس خواهد شد و تمام دوستان و دشمنان سابق از رابطه ي چندين و چند ساله شان با مشكاتيان خواهند گفت و از مرگ يك ستاره ، ريسماني براي بالا رفتن به آسمان خودشان مي سازند . ناصر عبداللهي و حسين پناهي و خسرو شكيبايي هم با همين سناريو تلخ ما را تنها گذاشتند . رفتن حق است اما مرده پرستي برخي از دوستان كه اپيدمي فراگير و پيچيده اي در اين مملكت شده گاهي كارد را بر استخوان هاي رنجور هنردوستان مي كشد ..
در حيرتم از مرام اين مردم پست .. اين طايفه ي زنده كش مرده پرست ..
امروز شهرام ناظري و حافظ ناظري را فلان و بهمان ميخوانند ، همانگونه كه به مشكاتيان و خسرو شكيبايي و ناصر عبداللهي و ... تهمت هاي ناروا ميزدند . كاش ياد مي گرفتيم به جاي مرده پرستي ، زنده پرستي كه پيشكش حد اقل زنده آزاري نميكرديم . - شايد روزي كه شهرام ناظري هم ما را تنها بگذارد ، همين ها ياران سينه چاك ناظري ها از آب دربيايند و ادعاي ميراث ناظري ها را بكنند .. (الله اعلم!)- تمام همت برخي از اهالي هنر بر اين است كه با تخريب چهره هاي زنده يا چسباندن خود به چهره هاي رفتگان تاريخ هنر ، خود را مطرح كنند . كه به نظر حقير اين تلخ ترين نوع راه براي جلب توجه ديگران است . البته حضرت مولانا در جايي پاسخ همه ي اين دوستان (كه دعا ميكنيم خداوند بزرگ به راه راست هدايتشان فرمايد) را به زيبايي داده اند : در مسلخ عشق ، جز نكو را نكشند . لاغرصفتان زشتخو را نكشند گر عاشق صادقي ز كشتن مگريز مردار بود هرآنكه او را را نكشند
دوباره موسيقي دلنواز و غم زيبايش تمام وجودم را فرا ميگيرد : من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد باقي شو بگم ميبيني ،گريه هات كلي حروم شد .....
|